السيد هاشم الرسولي المحلاتي

41

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

خوشگذرانى مانند يزيد كه‌بويى ازحقيقت‌اسلام به مشامش نخورده و باحيله و تزوير و اعمال نفوذ پدرش معاويه روى كار آمده بود چنين اعمالى بعيد به‌نظر نمىرسيد ! عبداللَّه در عين حال روى همين خطر احتمالى سعى و كوشش خود را كرد بلكه امام عليه السلام را از اين سفر خطرناك منصرف سازد و چون با مخالفت آن‌حضرت روبه‌رو شد و فهميد كه تصميم امام عليه السلام به انجام اين مسافرت قطعى است و نمىتواند آن‌حضرت را از اين‌راه منصرف سازد ، لذا دو فرزند عزيز خود را به نامهاى « عون » و « محمد » به‌همراه حضرت زينب فرستاد و به‌آنها سفارش كرد كه همه‌جا از امام عليه السلام حمايت كنند و حداكثر احترام را نسبت به آن بزرگوار انجام دهند . تفصيل ماجرا را طبرى و ديگران اين‌گونه نقل كرده‌اند : چون امام حسين عليه السلام از مكه به‌سمت كوفه حركت كرد ، « عبداللَّه بن جعفر » طى نامه‌اى كه به‌وسيلهء دو فرزندش عون و محمد به‌نزد آن حضرت فرستاد نوشت : شما را به خدا سوگند مىدهم كه چون نامهء مرا خواندى از اين سفر بازگرد كه من ترس آن دارم اتفاقى بيفتد كه سبب هلاكت خاندانت باشد ، و اگر شما به شهادت برسى نور زمين خاموش مىشود زيرا مردم امروز به‌وسيلهء تو به‌راه مىآيند ، و مردمان با ايمان به تو اميد دارند ، پس شتاب مكن كه من به‌دنبال نامه‌ام خدمت شما خواهم رسيد . عبداللَّه بن جعفر پس از فرستادن اين نامه به‌نزد « عمرو ابن‌سعيد بن‌عاص » كه از طرف يزيد حاكم و فرماندار مكه